تبليغاتX
ظهور آفتاب
ظهور آفتاب
به دوش دلم بار دوری چقدر ؟ فدایت بگردم صبوری چقدر ؟ بیا ای بهار دل سرد ما.کسی نیست غیر از تو همدردما
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 فروردین1390 توسط منتظر |

            سید و مولای ما، دعا کن برای ما، صاحب ما تویی، صاحب این انقلاب تویی.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 خرداد1391 توسط منتظر |

شنوندگان عزیز توجه فرمایید - شنوندگان عزیز توجه فرمایید - خرمشهر - شهرخون - آزاد شد .

سالروز آزادسازی خرمشهر را به تمامی هموطنان عزیزم تبریک عرض می کنم.

 

زماني از تو پرسيدم: بگو راه شهادت چيست؟ آن روز صميمانه به من گفتي : انتخابي سرخ

******

بچه ها اگر شهر سقوط کرد دوباره فتحش میکنیم

مواظب باشیم ایمانمان سقوط نکند

((شهید جهان آرا))

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 خرداد1391 توسط منتظر |

خواب دیدم ،خواب آن مرد نجیب
آیه های ساده امن یُجیب

رد مین، رگبار و ترکش ، بوی خون
تنگه مرصاد ، وادی جنون
 
آن طرف دستی فتاده بر زمین
این طرف پوتین مردی روی مین

آن بسیجی بال زد ، پرواز کرد
شور معراج خوشی آغاز کرد

دیدم آنجا فرق دامادی شکست
در حنا بندان خون آنشب نشست

کودکی نالید بابایم کجاست ؟
مادری بر سینه می زد ، کربلاست

خواب دیدم ، خواب آن مرد عجیب
آیه های ساده امن یُجیب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 خرداد1391 توسط منتظر |

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند . گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند .

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 خرداد1391 توسط منتظر |

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم

در ره عشق جگردار تر از صد مردیم

هر زمان شور خمینی به سر افتد ما را

دور سید علی خامنه ای می گردیم

حقا که تو از سلاله ی فاطمه ای

با خنده ی خود به درد ما خاتمه ای

زیبا تر از این نام ندیدم به جهان

سید علی الحسینی الخامنه ای

تا منتظر مهدی عالم گیریم

از گوشه چشمان تو خط می گیریم

ما گوش به فرمان تو هستیم آقا

اصلا تو بگو بمیر ما می میریم

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 توسط منتظر |
گنجشکي با عجله و تمام توان به آتش نزديک مي شد و بر مي گشت

پرسيدند: چه مي کني؟
پاسخ داد: در اين نزديکي چشمه آبي است و من مرتب نوک خود را پر از آب مي کنم
و آن را روي آتش مي ريزم.

گفتند: حجم آتش در مقايسه با آبي که تو مي تواني بياوري بسيار زياد است و اين آب فايده اي ندارد.
گفت: شايد نتوانم آتش را خاموش کنم اما آن هنگام که خداوند از من پرسيد وقتي که خليلم ابراهيم(ع) را بي گناه در آتش انداختند تو چه کردي؟

پاسخ دهم:
هر آن چه را که از توانم بر مي آمد... .

یک سوال :

منتظران ما برای غربت یوسف زهرا چه کردیم ؟

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 اردیبهشت1391 توسط منتظر |

شاهين نجفي ، خواننده رپ ، در تازه ترين اقدام خود ، با انتشار آلبومي به برخي امامان معصوم (ع) و مقدسات دين توهين کرده است.

وي که در آلبوم جديدش تصويري توهين آميز از حرم مطهر امام رضا (ع) را درج کرده است با خواندن اشعاري بسيار ناپسند که از انتشار آنها معذوریم به امام علي النقي (ع) ، حضرت مهدي (عج) ، امام خميني (ره) و … توهين مي کند.


امام صادق (عليه السلام):

….ان الله تبارک و تعالي لم يخلق خلقا انجس من الکلب و ان الناصب لنا اهل البيت لانجس منه

….خداوند تبارک و تعالي موجودي نجس تر از سگ نيافريده است و دشمن خانواده ما از سگ نيز نجس تر است

قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ(آل عمران/12)

به آنها که کافر شدند بگو: بزودي مغلوب خواهيد شد؛ (و سپس در رستاخيز) به سوي جهنم، محشور خواهيد شد. و چه بد جايگاهي است!

1332613786331470 large 342x300 شرمنده ایم امام هادی به خاطر توهین به شما کاهلی از ماست که شما مظلومید

اقا شرمنده ایم

کاهلی از ماست که شما مظلومید

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 اردیبهشت1391 توسط منتظر |

روز میلادت مبارک، فاطمه (س)

بر پدر گشتی تو مادر، فاطمه (س)

تو دلیل خلقت هستی شدی (س)

بر علی دادی تو شادی، فاطمه (س)


آمدی جانم به قربان حسینت،یافاطمه

دلخوش میلاد تو، باشد علی، یا فاطمه

بر خدیجه، بر محمد، بر همه جن و ملک

لطف حق کامل شد از میلاد تو، یا فاطمه

نوشته شده در تاريخ جمعه 22 اردیبهشت1391 توسط منتظر |
در عصر غيبت كه دوره پنهان زيستي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است، معتقدان به مهدويت براي زمينه سازي و ميل به جامعه موعود جهاني، داراي رسالت‌ها و مسئوليت‌هاي خطيري هستند كه با پاي بندي و اجراي آنها مي‌توانند زمينه‌ساز ظهور آن حضرت باشند.

چرا پوشش به زن اختصاص يافته است؟

در اين ميان، نقش زنان كه پنجاه درصد جمعيت بشر را به خود اختصاص داده‌اند، نقشي مهم و تأثيرگذار است، زيرا زنان منتظر، علاوه بر اين كه نسبت به خويشتن مسئوليت دارند و بايد خود را جزء منتظران واقعي قرار دهند، هم چنين بايد به ديگرسازي، يعني تربيت و تعالي نسل منتظر نيز همت گمارند...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 توسط منتظر |

آقا جان!
عمری است قرار بی قرارمان راه آمدنت را نفس می کشد
شبهای انتظار را که ورق می زنیم سربرگش جمعه ی انتظار است و انتهایش غروب جمعه...
تقدیر نیز با دلهای تب دار زمان بازی می کند
شاید اگر زود می آمدید عطشی برای آمدنت نداشتیم حال که ما برای فرج دیر آمده ایم انتظار  آمدنت را تا به آخرین نفس می کشیم
آقا جان!
همه می گویند مولایمان تاخیر دارد دلم با شنیدن این جملات آتشفشانی از خون می شود
آخر... آخر شما که تاخیر نکرده اید مائیم که در تاخیر به سر می بریم
قنوت نمازهایمان حاجات دنیای ماست،ندبه های جمعه را در فکر آبادانی کوچه های دل خویشیم ، کی برای دیدنتان دستهای قنوت را تا به آسمان اشک بلند کرده ایم... افسوس که اخلاص را چاشنی اشک نمی کنیم.
همه منتظریم حجت آخر الزمان را 313 سردار یاری کنند دریغ که نخواستیم سرباز لشکرتان شویم
اما مولای من!
ما منتظر آمدن شما نمی مانیم می خواهیم برای رسیدن به شما خود شتاب کنیم شما که نیایید ما می آئیم در پی یافتن گامهای شما می آئیم . انتظار را همتی است ما در پی آن همتیم...
مولای من دعا را اجابتی است و دل را تغلائی
دل در تغلای آمدنت بی تاب است
دل ما را دریاب

 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.